حسن حسن زاده آملى

132

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

فص 26 [ در اين كه قواى نفس هرگاه امراض آنها از آنها زايل شوند ادراك لذت و الم خود مى كنند ، و هرگاه علاقه نفس از امور مادى منقطع گردد به سعادت و شقاوت خود پى مى برد ] ما حال المرور اذا كشف عنه غطاء سوء المزاج ، و من به جوع بوليموس اذا استفرغ عن معدته الاذى ، والخدر اذا سرت قوة الحس فى جارحته ؟ أليس الاول يستلذ الحلو استلذاذا ، أليس الثانى يقلقه الجوع اقلاقا ، أليس الثالث ينهكه الالم انهاكا ؟ كذلك اذا كشف عنك غطاؤك فبصرك اليوم حديد . ترجمه : حال ممرور هنگامى كه پرده سوء مزاج از او بر كنار شد ، و آنكه جوع بوليموس دارد وقتى كه اذى از معده اش قلع شد ، و خدر زمانيكه قوه حس در عضو او سريان يافت چگونه است ؟ نه اين است كه اولى از شيرينى لذت ميبرد چگونه لذت بردنى ، و نه اين است كه دومى را گرسنگى بى آرام ميسازد چگونه بى آرام ساختنى ، و نه اين است كه سومى را الم رنج مىدهد چگونه رنج دادنى ؟ همچنين چون پرده از تو بر كنار شود ، پس ديده تو در آنگاه تيزبين گردد . بيان : در اين فص غرض اين است كه هرگاه امراض قواى جسمانى از آنها زائل شوند ، ادراك لذت و الم خود مى كنند ، همچنين وقتى كه علاقه نفس ناطقه انسانى به امور مادى منقطع گردد به لذت و المش كه سعادت و شقاوت اوست پى مى برد . در اين فص از تشبيه معقول به محسوس نتيجه مى گيرد كه همانطور به قواى مدركه جسمانى بيماريهايى روى مى آورد كه آنها را از ادراك لذت و الم باز ميدارد ، همچنين نفس ناطقه انسانى را